کند ذهن

مهستی (خدابیامرز) خیلی وقت پیش خوند :

حالی واسه ام نمونده  دنیا برام سرااااابه  داد میزنم که ساقی  میخونه بی شرااااااااااابه

من اما اصلاً توباغ نبودم. همیشه همینطوری با این شعر بشکن میزدم و میگذشتم...

امشب، همینطور که وبلاگ گردی می کردم این شعر یه دفعه اومد ... همینجوری اومد تو دهنم و خوندمش و ... فهمیدمش! باورم نمیشد اما تازه بعد از اینهمه سال از اعماق وجودم این ترانه رو درک کردم!

به نظر خودم که کمی کندذهنم.... تا نظر مهستی چی باشه...

/ 2 نظر / 10 بازدید
نگاه کویر

سلام چقدر جالب ... این اتفاق برای من هم افتاده ... شما که وبلاگ گردی می کنی چرا گذارت به وبلاگ ما نمی خوده؟

عادل

ساعتها و روزها و زمانهای خیلی خوبی با این آهنگ داشتم ... خدا این دو تا خواهر رو بیامرزه؛ چقدر در بهتر کردن لحظاتمون به خصوص مستی هامون تلاش کردند .....