پاساژ سیار

- بچه که این چیزها حالیش نمیشه.

= مامان من حالیم میشه!

- دامنم رو ول کن ببینم. بدو برو مشقت رو بنویس. بی تربیت.

= خوب ماژیک رنگی میخوام.

- به بابات بگو.

 = بابا...  ماژیک رنگی میخوام.

_ می خرم برات عزیزم. حالا برو بذار به کارم برسم.

=الان!

_ الان که نمیشه. عجب گیری کردیم ها.

- خوب پاشو برو بگیر براش. فردا باید ببره مدرسه.

_ خانوم، کار دارم. نمیبینی؟ این دور و ورا نیست که. باید پاشم برم اون سر دنیا. یه ساعت بچرخم دنبال سفارشات.

- وا... یه ما‍ژیک می خوای بگیری ها ...  همچین میگه سفارشات... پاشو.

= بابا..........

 یه بار دیگه بگی بابا بلند می شم... لا اله الا الله..

-سبزی خوردن هم نداریم، cd خام هم بگیر میخوام برای مهسا آهنگ بزنم فردا بهش بدم.

_ بیا! وقتی میگم سفارشات، حتما میشناسمت دیگه.

+ بابا .. بابا... بیرون می ری؟ منم میام. هم مقنعه مشکی میخوام، هم گل سر . گل سرم شکسته. اگه فردا موهام باز باشه انضباطم رو کم میکنن.

= بابا ما‍ژیک رنگی خوب بگیری ها. از این ارزونها نباشه.

- پاشو. شب شد. حالا که داری می ری یه چندتا ویفر و شکلات هم برای بچه ها بگیر، تغذیه مدرسه شون داره تموم میشه.

_من جایی نمی رم. بیخود لیست نده.

- نمی ری؟ ... نمی ری؟؟

_صد دفعه گفتم وقتی من میام خونه دیگه حوصله ندارم بیرون برم. هرچی می خواین بگین تو راه بگیرم. حالا هم نمی رم. والسلام!

= مامان...

+ من انضباطم کم شد تقصیر شماست ها!!

- پاشین حاضر شین، خودمون میریم. بابا ندارین که!

_ هرچی دلت می خواد بگو. من نمی رم. اگه خواستی ماشین رو ببر.

- لازم نکرده. ماشینت هم مال خودت.

****

+ = : بابا.. بابا....

_ ســـــــــلام... ببینم ماژیکهاش رو؟ به به ... تو گل سر خریدی بالاخره؟

- سلام. پاشو این ویفرها رو ببر بذار یخچال.

_ این همه؟؟ این ها چیه؟ لباس خریدی؟؟ اااااااااا 50 تا cd میخوای چیکار؟ دوتا دونه می خریدی تا من فردا برم از محسن ارزون تر بگیرم.

- ارزون بود. بچه ها بیاین لباساتون رو امتحان کنین ببینم اندازه است یا نه.

_ مگه تو مغازه پرو نکردن؟

- سبزی خوردنم ببر آشپزخونه. پاک شده است، فقط بذار تو یخچال. .. کدوم مغازه؟

_ خوب همونجا که خرید کردی. حالا اصلا کجا رفتی که اینقدر زود برگشتی؟

- جایی نرفیتم. همه اینها رو هم از یه جا خریدم.

= بابا.. بابا... مامان برات جوراب خرید، واسه خودش هم یه عالمه...

- اِ ... بی ادب.. بدو ببینم. از کی تاحالا فضولی منو میکنی؟

_ ببینم چی خریدی واسه خودت؟ وای چه خوش رنگه..این ابریه؟؟ ببینم..آها.... این که ست کردی قرمزه خیلی خوشگله، من بیشتر دوست دارم!

- پررو ! کسی از شما نظر نخواست!

+ بابا.. تمبر هندی می خوری؟

_ ببینم، تو اینهمه چیز خریدی، نیم ساعته هم برگشتی؟؟ کدوم پاساژ رفتی؟

- حدس بزن.

_من از کجا بدونم.

- مترو!

_ متــــــــــرو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

- آره عزیزم. مترو. رفتیم مترو. با یه قطار رفتیم با یه قطار برگشتیم. هرچی هم لازم داشتیم خریدیم. حالا هی بشین بگو بایدبرم دور شهر بگردم تا لیستت رو بخرم!!!

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

تو پست قبلی به عادل: فکرکردم من فقط فوضول بودم! آخه منم رفتم تو وبلاگ آنی دالتون و کلی گشتم تا ببینم هرا چی گفته[نیشخند] در مورد داستانت:خیلی بدجنسی !حالا ملتو میذاری سرکار! زود ادامه داستان دنباله دارتو بنویس!

Nader

عجب. این هم یه جورشه دیگه [لبخند]

ندا

راستی هرا کشورتون مترو هم داره[نیشخند]

یاسمن

یادم باشه بعد از این از مترو استفاده کنم ... یه تیر و چند نشونه ظاهراَ [نیشخند] این مال شما هرا جون خودم [قلب][بغل][گل] اینم برای ندا که تکه ...[ماچ][قلب][بغل]

یاسمن

راستی هرا جون ... ادامه داستانت چی شد ؟

تهمینه

آره من که خیلی دوست دارم و خیلی چیزها هم ازش خریدم. خیلی باحاله مخصوصا قسمت خانم ها که .... شاد باشی

امید یگانه

سلام هرا خانوم عزیز[گل] جالب بود...البته من خیلی کم از مترو استفاده می کنم و تا حالا به چنین موردی برنخوردم...[لبخند] راستی اون ابریه که ست کرده بود(همون قرمزه رو میگم که آقاهه هم بیشتر دوست داشت![زبان]) چی بود آیا؟؟[ابرو][گل]

فریدون

البته تو داهاته ما (تهران) متروهاش اینقدر چیز میز نداره[نیشخند]