از دست شما خوانندگان نامحترم....

ای بابا....

هی من نجابت میکنم و حرفی نمی زنم هی بعضی آدمها می آیند و بعضی کامنت ها را می گذارند و مستقیم یا غیرمستقیم به من و نوشته های عزیزم توهین می کنند!

آقای محترم ، دوست عزیز ، این را که میگویم فقط با شما نیستم ها ، به همه کسانی هستم که قبلاً یا بعداً چنین جملاتی را در کامنتهایشان می نویسند :

.... قشنگ بود اما فکر می کنم قبلاً این نوشته را جایی خوانده ام....

.... چه متن زیبایی، خودتان گفته اید؟ ...

.... شعر خوبی بود، اما خیلی برایم آشنا بود ....

1- هرچیزی اعم از متن ادبی، داستان، شعر و ... خلاصه هرچیزی که من اینجا می نویسم نوشته قلم قشنگ و دستان پرتوان و ذهن ناب خودم است!!! به عبارتی بنده سارق ادبی نبوده ، نیستم و  نخواهم بود!

2- خوشبینانه ترین حالتش اینه که من یک یا چند طرفدار دارم که هرروز بهم سر می زنند و در ترویج و اشاعه تراوشات گهربار ذهن من، کوتاهی نمی کنند. همینجا ازشان تشکر می کنم و از اینکه اسم من را زیر نوشته های گهربارم می نویسند متشکرم!

3- اگر کسی جداً و واقعاً و خداوکیلی اینها را جایی خوانده ، خوب بیاید با ذکر منبع بگوید تا من بروم از اون سارق ادبی شکایت کنم .

4- چرا اینقدر عصبانی ام؟ گیر دادم؟ الکی شلوغش کردم؟؟؟ آره ! قبول است. دقیقاً الان گیر دادم. امروز دلم می خواست به یه چیزی گیر بدم، دیدم این سوژه خوبیه! چون اولاً دفعه اول نیست، دوماً میخواهم دفعه آخر باشد و سوماً : اینها از هر فحشی برای من بدتر است! انگار که به یک زوج خوشبخت بگویند این بچه خودتان نیست! دزدیدین اش! حالا باباهه ممکنه ندونه .. ممکنه که شک کنه خودش شخصاً بچه شو درست کرده یا کسی کمکش کرده ولی مادره که دیگه مطمئنه بچه رو زائیده!  بابا من هم الان دقیقاً حس مادری به نوشته هایم دارم! خودم زائیدمشون! (که اتفاقاً این آخری دو روزه است بچه ام!!!)

-----------

5- خدا رو خوش میاد باعث یک اختلاف خانوادگی بشین؟ چرا من و به شک می اندازین؟ خوبه بشینم باهاش دعوا کنم که : "ببینم!  کی بجز من برات می نویسه که نوشته هاش شبیه منه؟ اصلاً صبر کن ببینم... تو با کی دیگه به جز من تو فرودگاه تام و جری دیدی؟؟ با کی دیگه آهنگ گوش می دی؟؟ کی بستنی می خوره و تو بهش...."  لا اله الا الله .... من که این کارها رو  نکردم! اما با زندگی مردم بازی نکنین..

/ 0 نظر / 19 بازدید