Missing

آرامشم را

گم کرده ام

همینجا توی دستم بود

همین چند وقت پیش

نمی دانم کجا جا گذاشتمش

توی ماشینی که از تو دورم کرد

یا روی میزی که سرم را ساعتهای طولانی رویش می گذارم

نفهمیدم!

شاید در خیابان انداخته باشمش

حواسم که نبود،

ممکن است همینطور که می دویدم و گریه می کردم از جیب لباسم افتاده باشد

یا ... نکند با یادگاری هایت دور انداخته باشمش....

نمی دانم

حالا هرچه می گردم دیگر نیست

روی هیچ میزی، توی هیچ خیابان و ماشین و سطل زباله ای ...

توی هیچ لحظه ای نیست که نیست...

راستی... شما؛

مزاحمتان نمی شوم، فقط همینطور که دارید زندگی تان را میکنید

لطفاً حواستان باشد

شاید آرامش مرا پیدا کردید...

/ 4 نظر / 12 بازدید
مهیار بهروزنیا

تو همان شعر سپیدی یا همان دلواپس حضور فکر تو مذابم کرد غزل را بخوان ای آرامترین واژه ی افلاک تا صبح عشق فکر پیامی خجسته باش

رضاپارسی پور

چه رخی و چه رخشی ؟؟!!! سلام هرا جان...ممنون از مهر و معرفت و شعور والایت.شاد و سلامت و خوشبخت و سرشار از آرامش باشی. از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی !! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

طاها

زیبا بود. ولی آرامش هرکسی دست خودشه [گل]

عادل

آرامشت را در وجود خودت بگرد تا پیدا کنی ... آرامش چیزی نیست که دیگران بهت هدیه بدن؛ اونچیزیه که خودت ازتجربه زندگی کردنت پیدا کنی ... دم دسته؛ بیشتر بگرد!