احمقانه

دیگر هیچ کس را دوست ندارم

نه تو را که رفته ای

نه او را که قرار بود بیاید و نیامد

و نه حتی خودم را

که هنوز احمقانه دوست داشتن را دوست دارم....

/ 8 نظر / 11 بازدید
میثاق

آن بالا خدا هم پرنده ی تنهایی‌ست که برای ابرها می خواند

نگاه کویر

سلام تو زیبایی و دوست داشتن هم و این احمقانه نیست بهترین!

زهره

من نمی دونم چی دوست دارم !!!

سکینه

ولی هرچقدرم منو دوست نداشته باشی بازم کلی دوست دارم[ماچ]

نگاه کویر

سلام دوست من اگه می تونی بیا و بلاگم و یه جوابی به من بده خیلی سر در گمم

میثاق

من گریزانم، از این نگاههای طولانی معنی دار از این "طفلکی" گفتنها و نگرانیهای آزاردهنده شان. من گریزانم از هر چه هوای آدمیزاد به اطرافش پیچیده و یکی از این روزها که عریان زیر باران دویدم (به خاطر روی گل شکوفه ها و عطر گل یاس به خاطر سپیدی صبحدم و جاده های مه گرفته رویایی) نه به سویم بیا - که ترحم بتابانی - و نه ترکم کن - که تنهایی را ببوسم - تنها بایست و تماشایم کن و گاهی دستی تکان بده

یاسمن

دیگر هیچ کس را دوست ندارم ... سلاک هرای قشنگم ... قاصدکم ... خوبی ؟