نوشتن یا ننوشتن، مسئله این است!

وقتی می خواهیم غذا بخوریم، ... نه! جمع نمی بندم، از خودم حرف می زنم. وقتی می خواهم غذا بخورم، هرچقدر هم که اون غذا دوست داشتنی باشد، اشتها که نداشته باشم، نمیخورم! خوب زور که نیست، گیرم که باقالی پلو توی سفره باشد، یا اصلاً فسنجان. دیگر بالاتر از این دوتا که در favorite list من نیست. آدم باید میل به خوردن داشته باشد تا بخورد. وقتی با شکم سیر بشینی غذا بخوری اگه لذیذترین غذاهام باشه، هیچ لذتی نمی بری.

حالا همه اینها رو گفتم که آخرش بگم، به نظر اینجانب نوشتن هم مثل غذا خوردن می ماند. بنده الان بیش از یک هفته است که بال بال می زنم بنویسم، آقا اصلاً سوژه دارم خدا! بیا و ببین. ولی لامذهب این اشتها نمی آید که نمی آید. دستم به نوشتن نمیره. شما میگین چی؟ به زور بنویسم؟ نمیشه. نوشته آدم که از غذاش کمتر نیست. 

کلاً این پست هیچگونه پیام اخلاقی و عرفانی و احساسی و اجتماعی و سیاسی نداشت. فقط خواستم بگم این که می بینید بروز نمیشم، دست خودم نیست. من دوست دارم بنویسم، اما نوشتنم نمی آید.

---------

پ : پست بالا گوشه کوچکی است از بی اشتها نوشتن! مایه ننگ بشریت و جامعه وبلاگ نویسان!

/ 10 نظر / 12 بازدید
ندا

ننگ به نیرنگ اون خون جواناان ما میچکد از چنگ اون![نیشخند]

ندا

ببین باید با یه کلمه ی ننگ چه کامنتی برات ساختم تو هم باید اشتهاتو یکمی بیشتر کنی اینجوری که نمیشه دخترم کلا در بحث اینک علم بهتر است یا ثروت پدیده ی واژگونی هوا که بیشتر از 36 درصد از کل افراد جامعه رو بالای 40 سال تشکیل میدن که شک نکن ولی باید کلا بنویسی[مغرور]

ندا

وا ی ی ی ی ی ! راست میگی؟ وای هرا خیلی قشنگه یعنی انگاری که یه سری آدم جلوت هستن بعد همینجوری هی میان میرن! مثلا این شخصیت عباسجان دوست داشتم خفه ش کنم مرتیکه آویزون !! چقد بخش آخرش جانگداز بود! این دولت آبادی چه کرد با این خاندان کلمیشی من الان انقده دوست دارم این آقای دولت آبادی رو ببینم بغلش کنم یا حالا نه فقط ببینمش بهش بگم این همه شخصیت و این همه آدم این همه داستان به هم پیوسته رو چه جوری نوشتی روی کا غذ آخه! عجب شاهکاریه.. آقا یکی بیاد منو از پریز بکشه بیرون![نیشخند]

ويدا

آره لامصب خودش یهو باید بریزه بیرون وگه نه تهش حال بهم زن میشه

هستی

حتی وقتی تو نوشتن بی اشتهایی هم ، قشنگ می نویسی[ماچ]

هما

دستت که خوب به نوشتن رفت خانومی! نوشتن داره می آد ...اینم صدای قدم هاش! (از اینکه تند تند آپ کردی ممنون!)

هما

آره واقعا سیری یه نوع بیزاریه! از همه چی!

eye-sun

golam to ba neveshtane MANO TO O KHODA chand mahi ham nanevisi kasi harf nem,izane!!!!!! hamuno bekhunim bassemune!!!1! merC[چشمک]