Run Away

فکر میکنم تو راست گفتی

 زندگی سخت است !

پس بیا با هم فرار کنیم

به یک جای دور می رویم، جایی که زندگی اینقدر سخت نباشد

همین فردا صبح با اولین پرواز

می رویم جایی که روی هیچ نقشه ای نیست، هیچ کس نیست

شاید پروازمان چند ساعتی تاخیر داشته باشد، اما بالاخره که می رویم

شاید آنجا که رسیدیم حرف زیادی برای گفتن نداشته باشیم، اما باهمیم

اینطوری نگاه نکن

می دانم با خودت می گویی که من هنوز خیلی چیزها را نمی دانم

اما این را می دانم که با تو بودن را دوست دارم

دوست دارم ساعتها با تو در سالن فردگاه بنشینم و تام و جری تکراری ببینم

دوست دارم بی حرف در آغوشت بمانم و با تو به ترانه های " ZIC " گوش کنم

دوست دارم روبرویت بنشینم بستنی بخورم و تو تمام چیزهایی را که نمی دانم به من یاد بدهی

دوست دارم با تو راه بروم، عکس بگیرم، شام بخورم، از دست زندگی فرار کنم ... دوست دارم دوستت داشته باشم

فقط  نمی دانم تو هم اینها را دوست داری

یا من

باید فقط یک بلیط برای خودم بگیرم

و از تو هم فرار کنم

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی ( ذهن ِ آشفته )

اخخخخخخخخخخخ شرمندههههههههه نصف شبی مغزم نمی کشه منظورم این بود که خیلی وقت بود هر عاشقانه ای خونده بودم لوس بود. الآن سرخ شدم از خجالت! باور کن حتا قصد شوخی هم نداشتم. جدن خیلی متن قشنگی بود. به هیچ وجه هم لوس نبود

tenkai

دوست داشتنهای آدمیزاد مثل اثر انگشتش تکن. فقط یه بلیط واسه خودت بگیر!

پرهام

ساعت ها تو فرودگاه....[قهقهه] عجب کارهای فرهنگی ای می کنند این فرودگاه های ما. جدی تام و جری پخش می کنن؟[نیشخند] راستی جداً این نوشته ها برای خودتونه؟ یا از جایی کپی می کنید؟[سوال][نیشخند] === پ.ن: پست بالا رو خوندم و این حرفو زدم. گاهی وقت ها عکس عمل کردن نتیجه ی جالبی می تونه داشته باشه[لبخند] از وب تخته سیاه اومدم[گل]

پرهام

دو تا بلیط بگیرید، نهایتش اینه که یه جای خالی کنارتون می مونه و تمام مدت پرواز غصه می خورید دیگه[نیشخند]

سارا

سلام هرا جان یه نفی عمیق بکش و یه لیوان آب بخور چرا اینقدر عصبان یهستی گلم تو مهمی و دلت بی خیال هر چی حسوده

ندا

اه اه اه اه اه میبینی تو رو خدا بعضیا چه کارا و چه حرفا که نمیزنن.. ولی راست میگی ..آدم جدا خیلی آمپرش میره بالا در این جور مواقع! راستی قیافت خیلی برام آشناست تو قبلا هیلاری داف نبودی!![نیشخند]

jusqu'à l'impossible

یادم میاد یکی بهم گفت که یک نفر بهش گفته اگه میخوای شاعر بشی برو عاشق شو وقتی طرف کلی بلا سرت آورد بعدش کلی مطالب قشنگ میتونی بنویسی. نکنه تو هم اینجوری شدی؟ در ضمن من خودم براش بلیط گرفتم برای یه جزیره دور- اونور دریاها. میفرستمش اونجا تا خیال جفتتون راحت بشه.

tenkai

انسان محکوم به تنها بودنه. چاره دیگه ای نیست. فقط یه بلیط واسه خودت بگیر!

tenkai

وبلاگ ندارم. توضیح اینکه قدیما وبلاگ داشتم، اسمش «بهشت و زمین» بود؛ دیدم همه جا جهنمه و هیچ مطلبی در مورد بهشت ندارم، حذفش کردم!

غارنشین

خیلی زود تر از اینها باید فهمید. بلیت تک نفره یه سره.