مرا ببخشید کلمات زیبای بی گناه ...

دستم دیگر به نوشتن نمی رود . 

نه برای تو

نه برای خودم

چه فایده از اینهمه کلمه و کاغذ

کلمه جمله می شود و جمله ورق های سفید را سیاه میکند

ساعتها می نشینم حرف به حرف این کلمات را با وسواس انتخاب می کنم

می نویسم ...

حرام می کنم بیچاره ها را !

می دانم یک روز یک جا عاقبت این کلمه ها یقه ام را می گیرند

اصلاً چه بهتر که بگذارم بعضی کلمات به حال خودشان باشند

چکار دارم به تو، به من، به خاطره، سکوت، همیشه، باران

کلمات زیبای بی گناه

با دستهای من جمله های اندهگینی می شوند

هی کاغذم را پر می کنم، خط می زنم، دوباره می نویسم.

دلم خوش است که چیزی نوشته ام

برای کسی

برای تو

یا شاید هم خودم

نمی دانم ....

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمن

نمی دانم ...

علی حسن زاده

سلام دوست گرامی وقت به خیر دلم خوش است که چیزی نوشته ام برای کسی با غمی جاودانه بود غمی زیبا کار نداری که چه می شود و چه برداشتی می شود و این خوب است بگذاری کلمات همان گونه با معانی متفاوت باشند نه اینکه آنقدر توضیح دهی که به یک معنی مختصر شوند و محدود رهاییی خوبی بود ضمنا موزیک زیبایی داره وبلاگتون منتظر حضور شما هستم ......................................................یا حق

نگاه کویر

سلام نازنین مدتی بود منتظر بودم تا بنویسی هر چند فقط کاغذ سیاه کنی هر چند کلمات را فقط...

vahid

lزیبا بود وغریبانه

نوستالوژِی

کلمات زیبای بیگناه....وای هراچقد یادت کردم و بازم اشک ریختم..به یاد قدیما...روزهای بیگناه رفته...

سارا

سلام وبلاگ خیلی قشنگ و جالبی داری , من می خواستم باهات تو وبلاگت همکاری کنم. اگه دوست داشتی password و user رو برام ایمیل کن تا من هم عضو وبلاگت شم. sara1371@ymail.com

پارسا

سلام دوست قدیمی! چه عجب این طرفها؟! (خودم رو میگم!) می بینم که هنوز هم هستی با این آهنگ زیبا که به روح آدم چنگ میزنه!

eli

تمام نوشته هاتونو دوست دارم. هر كدومشون يه جور قشنگه.تك تك جملات رو كه ميخونم...ميرم تو فكر...مرسي به خاطره اين همه حس خوب و قشنگ.