غریبه

ساعت 6:45 - کافی شاپ- داخلی - روز

- گفتی اسمش چی بود؟

- " واسه تو " . اسم قشنگی نیست؟

- چرا.

- خیلی هاشون خوب می نویسن، اما من با این و  "قارچ خور" خیلی حال میکنم.

- با چی اش حال می کنی؟

- همه چیش. پست هاش.... کامنتهاش....

- عاشقانه می نویسه؟

- همه چی می نویسه. عاشقانه، عارفانه، طنز، سیاسی... بستگی به حالش داره.

- این بهتره یا قارچ خور؟ بنویس آدرسش رو برام.

- نچ! نمیشه. اونوقت می ری کامنتهام رو براش میخونی حوصله گیرهات رو ندارم. بیا آدرس بلاگ "قارچ خور" رو بهت بدم برو بخون، روده بر میشی از خنده. بسکه باحاله.

- این رو هم بده. میخواستی کامنتهای عاشقانه ات رو خصوصی کنی که من نخونم حسودی ام بشه.

- شروع نکن ها... کی گفت عاشقانه؟ گفتم میخونی گیر میدی... تو اصلاً گیری ها...

- گیرم؟ خودت گفتی تو نخون.. خوب اگه عاشقانه نیست بده آدرسش و برم بخونم.

- اه... نمیشه دو کلمه باهات حرف زدها... آخه من تو وب چه عشق و عاشقی دارم؟ اون هم با کسی که تاحالا ندیدم، کلی هم طرفدار داره. برای هر پستش 500 تا 1000 تا کامنت میذارن. تازه خودش دوست دختر داره. اینقدر هم دوسش داره که دیگه کامنتهای امثال من اصلاً به چشمش نمیاد. آخر هر پستش یه جمله بهش تقدیم میکنه. یه بار میگه واسه تو که آرومم میکنی.. یه بار میگه واسه تو که همیشه کنارمی... یه بار میگه واسه تو که خورشیدمی...

- حفظی ها... حرفهای من هم اینطوری یادت بمونه بد نیست.

- معلوم نیست دختره کی هست، اینجوری میمیره براش. یه وقتها از نوشته هاش معلومه اذیتش میکنه پسر به این ماهی رو. وقتی غمگین مینویسه دلم براش میسوزه. خدایی اگه اون دختره رو ول کنه کلی کشته مرده داره که حاضرن باهاش دوست شن.

- یکی اش هم تو!

- اااااااااااااه ه ه ه ... ول کن، اصلاً غلط کردم  گفتم. پاشو بریم خونه.

- چرا ناراحت میشی؟

- پاشو اذیت نکن. اصلاً حوصله ات رو ندارم. پاشو بابا.

- می خوای بری خونه چیکار؟ بدویی سر کامپیوترت؟؟؟؟ می ترسی آپدیت کنه تو کامنت اول نباشی؟

- آره! خیالت راحت شد؟ حالا پاشو. کاش یه ذره درک اونو داشتی. دوست دخترش چه خوشبخته به خدا. هرچی راجع بهش می نویسه محشره. مردم چه شانس هایی دارن،  کاش یکی هم اینجوری منو دوست داشت. پاشو. پاشو من دیگه غلط میکنم با تو از علاقه هام حرف بزنم.

--------

ساعت 9:20 ،اتاق- داخلی - شب

-------  "واسه تو"  -------

در انتظار مهربانی تو

روزهاست که پشت دیوارهای کلماتم

دزدکی نگاهت میکنم

آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد

کاش صدایم کنی

............ واسه تو که هیچ وقت منو نشناختی.........


دیگران گفته اند (0 نظر)  --- نوشته شده توسط غریبه، دوشنبه 21 تیرماه86


/ 10 نظر / 15 بازدید
عادل

[دست] امیدوارم تو سال جدید از این دست نوشته ها بیشتر بنویسی...خیلی لذت بردم, مثل همیشه!

الناز

دوس داشتم کسی که دوسش دارم گیر می داد بهم! می فهمی چی می گم؟ غیرت و ناراحت شدن نشونه ی علاقه اس! ولی... نمی دونم حرفم چقدر درسته! نوشته هاتو میخونم یه آرامش خاصی می گیرم!

نوستالوژی

سلام هرای کوچولوی من..آبجی مهربونم..خوبی؟سال خوب یداشته باشی زیاد..

رها

adama hamishe dar hasrate chizayi ke nadaran chizai ke darano az dast midan.sale khubi dashte bashi kheili jaleb bud

ندا

کولوچه یا زیتون؟[خوشمزه] هررررررررررررا؟ هیچی همینجوری دوست داشتم صدات کنم[ماچ]

سحر

سلام [گل] خیلی زیبا بود و دلنشین. به دل من که نشست[ماچ] .................... به تقویم ها خیلی اعتبار نیست! اگر خودت متحول شدی، سال نو مبارک[چشمک]

یاسمن

سلام قاصدکم ... خیلی قشنگ بود , مثل همیشه .[بغل][گل]

میثاق

برای كوتاهی دستهایم چه كار می توانم بكنم؟ قبول كرده ام كه شب از حوصلهء من درازتر است و ماه از خیال تو دورتر قبول كرده ام كه فكر می تواند خارج از بدن ادامه داشته باشد هزار جا برود و از هزار سوراخ سردربیاورد قبول كرده ام كه زمین گرد است و ما امشب دوباره اتفاقا برای كوتاهی دستهایم چه كار می توانم بكنم؟ قبول كرده ام كه شب از حوصلهء من درازتر است و ماه از خیال تو دورتر قبول كرده ام كه فكر می تواند خارج از بدن ادامه داشته باشد هزار جا برود و از هزار سوراخ سردربیاورد قبول كرده ام كه زمین گرد است و ما امشب دوباره اتفاقا رسیده ایم به همرسیده ایم به هم

هما(بهار زمستانی)

کاش صدایم کنی! توی پستت دنبال این یکی آخری به شدت مکث کردم. کاش.... کاش همه کاش ها مث صدا ها صدا داشت!