روی سیاه ....

یکی بود یکی نبود

توی پرشین بلاگ بود .. که مکث تک و تنها بود

نه آزاده نه تهمینه ... نه یاسمن نه شرمینه

هیچکس باهاش رفیق نبود

گلابی می گفت:

من و شبگیر و آنی و الهام

هفته ای دوبار میایم تو سایت

اما تو چی؟

کامنت های بی جواب.... وبلاگتم نشد آپ

پست قدیمی ... دوست صمیمی ........ ای رو سیاه...... واه و اه و اه ....

نگار می گفت :

وبت رو میای بروز کنی؟

نه نمیام نه نمیام

سپیده می گفت:

تم ات رو می خوای عوض کنی؟

نه نمی خوام نه نمی خوام

عادل و ندا و سارا ... پارسا و حمید تنها... هیچکی براش نمی نوشت

خلاصه توی این ماه ... هرایی شد رو سیاه

از همه عذرخواهی کرد........

نوشته اش رو راهی کرد...............

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمن

همیشه رو سفید و پاینده باشی .............

عادل

متأسفانه جنس گرفتاری ها و حضور کمرنگ مجاریمون باعث میشه بیشتر دوستان ما رو به بی معرفتی متهم کنند ....

ندا

من میدونم.. تو الان مدیر یه شرکت خیلی بزرگ بین المللی شدی. بعدش همش کار داری و هی کارمند استخدام میکنی هی کارمند اخراج میکنی! برا همین دیگه ما رو یادت رفته... من میدونم[ناراحت] واه واه واه!!!

ماشا

سلام دوست من. به روزم و منتظر دیدار عزیزت. منتظرم بیایی

هما

روی سیاه نوشته اش را راهی کرد....[دست]

هما

روی سیاه نوشته اش را راهی کرد....[دست]

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره منع قربانی کردن حیوانات و منع مسکرات در دین زرتشت نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطالب را بخوانید و با دیدگاه خود آن را کامل کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]