به Persian Night خوش آمدیم!!!

بالاخره طلسم شکست! بالاخره از امکانات تفریحی کشور دبی بهره مند شدیم! بالاخره من و خانم شهرزاد پاهای مبارکمان را از درب منزل آنطرف تر گذارده به محیطی غیر از شرکت تشریف بردیم!!هورا

آری. عرضم به حضور انورتون که مستحضر شدیم پرشین نایت در کشور دبی هرشب در یک دیسکو برقرار است. حالا هی از دوستان اصرار و از ما انکار که نه بخدا نمیایم، خسته ایم، حوصله نداریم و خلاصه کلی ناز و ادا . اما خوب خدایی زشت بود دست رد به سیه دوستان بزنیم ، زین رو جمعه شب به همراه مدیر گرامی و همسرش به انضمام همکار گرامی و همسرش به علاوه آقای فلانی تشریف بردیم پرشین نایت! از خود راضی

من و شهرزاد در ابتدا همچون دو عدد خانم متشخص ایستاده بودیم اما وقتی آقای فلانی میاد جلوی شهرزاد و دستش رو میگیره تا باهاش برقصه، شما باشین نمی رین؟ خوب شهرزادم رفت! و البته که منم بیکار واینستادم! مژهدیگه مدیر و کارمند و اینها کسی حالیش نبود. اما خوشم میاد آقایون با اون حال یه خورده مستی شون تنها چیزی که حالیشون بود این بود که کسی خدای نکرده سمت من و شهرزاد نیاد!  منتظر

آره ! غیرت ایرانی ها در همه حال باید گل کنه اصلاً باید گل گلی باشه! زبان

حالا ما که رقصیدیم و خدایی خیلی حال داد. باز هم قراره بریم! فقط جای یک سوال بسی بزرگ برای من و شهرزاد از آن شب هست که هیچ جوره با هیچ جوابی پر نمیشه.سوال

شما که آقای فلانی رو یادتونه. همون که به خانم شهرزاد ما تیک می زد اما یه خانم فلانی در ایران داره که میگه تریپ لی لی لی لی باهاش داره! این آقای فلانی اون شب آبرو و حیثیت و ملاحظه رو بوسید و گذاشت کنار و کلمه لاو را به معنای واقعی ترکوند! همین جور قلب و لاو بود که از توی چشماش قلوپ قلوپ بیرون می زد و همراه قر و لبخند به اطراف خانم شهرزاد ما می ریخت. قلبمگه یه دور باهم رقصیدن؟ دو دور رقصیدن؟ سه دور رقصیدن؟؟ نبودین ببینین که. هرچی آهنگ بود ما دیدیم فلانی و شهرزاد دارن با هم می رقصن. کلید (حسین تهی) و دوست دارمت (بنیامین) و ضربان (شهاب تیام) و تا ته قصه با توام (جمشید) و یالا (مهدی اسدی) و طفره نرو (زانیار) و ... خلاصه دیگه ذهنم یاری نمیکنه .  جلوی چشمهای از حدقه دراومده دوستان دیگر هی می اومد دست شهرزاد و می کشید می برد پیش خودش و اگه فکر کردین همه دوست دارمت ها رو نمی خوند و به شهرزاد زل نمی زد زهی خیال باطل که دقیقاً همین کار رو می کرد!! نه خجالتی، نه انکاری، نه ظاهرسازی... آقا با خیال راحت همه رو گذاشته بود تو شوک!تعجب

حالا از اونجا که دومین مارمولک دنیا بعد فلانی خانم شهرزاد ماست (البته هنوز معلوم نیست کی اوله کی دوم) اگه فکر کردین مثل این دختر دبیرستانی ها ذوق کرد و غش کرد و ریسه رفت کور خوندین! بچه ام همچین محجوب و خانوم و سربه زیر می رقصید که هرکی نمی دونست می گفت آخی ! دختره معذبه داره با این پسره می رقصه.خجالت

منم که اون وسط برای خودم غاز می چروندم. بماند. دلم اینقدر پر بود که یادم رفت سوال اصلی چی بود. آقایونها، خانومها، خب یعنی چی خب؟؟ بالاخره این مردک خانم شهرزاد ما رو دوست داره؟ نداره؟ یکی دیگه رو داره؟  فقط کرم داره؟ مست بود نفهمید (که خوب هم می فهمید؟ ... کلافه

به بهترین پاسخ ها به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا می شود! نیشخند

------------

برین اینجا ایندفعه دیگه جدی میگم! معنای اعتماد به نفس و رووووووووووووووو به معنای واقعی رو می فهمین!

 

/ 19 نظر / 188 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید یگانه

سلام هرا خانوم عزیز[گل] منم هنوز سر نظر قبلیم هستم...[چشمک] ولی از سادگی و صداقت شما بی نهایت لذت بردم...[گل][گل][گل]

پرند

نه عزیزم.. آقایون وقتی چیز میخورن و چیز میشن تبدیل به چیز عجیب غریب میشن![چشمک]

سیب

متن جالبی بود قالب جدیدتون هم مبارکه آهنگ پس زمینه ی وبلاگ (رویای ی یک مرد اثر یانی ) درسته ؟خیلی خوش به حالمان شد این آهنگتون من کشته.

پارسا

رای به میرحسین ضامن آبادانی هرچه بیشتر کشور دبی است. اگر می خواهید زندگی خوبی در آن کشور داشته باشید به میرحسین رای بدهید.

پريسا اديسه

خب هرا ، عزيز ِ دل ِ‌برادر ، رفتي كشور ِ خارج قبول . اما تو رو خدا خواهر ، دستم به دامنت ، تو راي بده ، براي ما راي بده . آخه اين آفت يه جوري بايد ريشه كن بشه . خب كمـــــــــــك كه مي توني بكني . piliiiiiiiiiiizzzzzzzzzzzzzzzz

سارا

سلام هرا جان خوبی؟ خوشی؟ سلامتی؟ همه چیز بر وفق مراده؟

پارسا

به به آفرین. روز 22 خرداد دست در دست خانوم شهرزاد (البته اگه دستش تو دست کسی دیگه نباشه) پیش به سوی رای دادن به میرحسین برای داشتن کشوری آزاد و آباد (منظورم همون دبی هست)

پارسا

این خانوم شهرزاد چرا کامنتهاش رو منتشر نمی کنه؟ این که عند اعتماد به نفس بود!!!