در کلبه ما مطلب جدید اگر نیست صفا هست ....

از رو نمیرم . هیچی نمینویسم ها... اما وبلاگم رو هم نمیبندم.

اینجا یه جورایی شده کلبه جنگلی ام . از این کلبه ها که توی فیلم ها وسط جنگل هست، دنج و مخفی. میشه هرازگاهی فرار کنی بری توش قایم شی ، با دوستات قرار بذاری، استراحت کنی، بخوابی، عشق بازی کنی، جلوی آتش چایی بخوری، یا اصلاً دراز بکشی و هیچ کاری نکنی! بعد هم خیلی شیک لباس هات و بپوشی و برگردی بین مردم و بشی همونی که بودی.

آره اینجا کلبه ام شده و من کلبه ام رو نمیبندم. هرچقدر هم که سرم شلوغ باشه و نتونم فرار کنم بیام اینجا، باز هم نگهش میدارم. واسه یه روزایی مثل امروز که دلم براش تنگ میشه، واسه اینکه یه عالمه دوست تو کلبه های دیگه دارم که وقتی نیستم میان از لای در برام یادداشت می اندازن تو . نمیدونم میدونن یا نه، اما وقتی بعد مدتها در کلبه ام رو باز میکنم و میبینم کلی برگه یادداشت می ریزه رو زمین ذوق میکنم و قبل از اینکه جوابشون رو بدم ، اول کلید کلبه ام رو می اندازم گردنم که هیچ وقت گمش نکنم.

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عادل

یادش به خیر ... چه روزهایی داشتیم تو این کلبه ها ....

نگاه کویر

سلام هرای نازنین ما رو هم جزو همون دوستایی که میان و سرکی می کشن هردفعه بدون... :)

آزاده

سلام کلبه ی جنگلی هرایی من تولد کلبه ی ویوارا دعوتییییییییییییییی

ماشا

سلام دوست من. منتظرت هستم. به دیدارم بیا. کم لطفی نکن!

مرضی

زیبا بود و از اون زیبا تر کلبه ی جنگلیته.خوشحالم که امروز مهمون خونه ی قشنگت بودم[گل]

نگاه کویر

من اصلا می خوام بیام سر بزنم بهت ببینم اون کلید تو گردت حالش چه طوره!

نوستالوژی

وای هرا چقده خندیدم ازت

یاسمن

(آیکون یه یاسمنی که دلش واسه هرا تنگ شده )

یاسمن

[بغل][قلب][ماچ]

پارسا

کلبه ات واقعا یه مکان خاطره انگیزه! این آهنگه بدجوری آدم رو تحت تأثیر قرار میده. نمیدونم به کجا میبره من رو و یاد چه چیزی میندازه؟ حس عجیبی داره... دیگه از داستانکهات خبری نیست چرا؟